الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
57
مسيحيت در دنياى كنونى ( فارسى )
اصولًا اصرار بر ادامهء زوجيّت در اينگونه موارد ، اغلب منجر به ارتكاب زنا مىشود ؛ همان عملى كه ترس از آن باعث جعل چنين حكمى شده زيرا بديهى است كمتر كسى حاضر مىشود يك عمر در چنين حالى بهسر بَرد . ممكن است كسى بگويد پس از يك بار زنا ، طلاق جايز و محذور بر طرف مىشود و تا آخر عمر ادامه نمىيابد . ولى بايد توجّه داشت كه اوّلًا ؛ اين حكم فقط در مورد زنا كردن زن است نه مرد ؛ بنابراين ، اگر زنى ديوانه ، يا مفقودالاثر ، يا مبتلا به مرضى شود كه مانع از هرگونه عمل جنسى است و شوهرش جوان باشد بايد تا آخر عمر ، همسرش صبر كند اگرچه مرتكب دهها عمل منافىعفّت شود . آيا بهتر اين نيست كه او را طلاق دهد و زندگى جديدى براى خود فراهم سازد ؟ ثانياً ؛ معناى اين سخن اين است كه اوّل او را رها كنيم تا زنا كند و سپس به او اجازهء طلاق بدهيم . آيا بهتر اين نيست كه همان اوّل بدون ارتكاب اين عمل خلاف به او اجازهء طلاق داده شود ؟ ازاينرو مشاهده مىكنيم در محيطهايى كه پايبند به قانون منع طلاق هستند آلودگى زيادى وجود دارد كه حتّى كشيشان مسيحى هم به آن اعتراف كردهاند . به عنوان نمونه : پروفسور بىسى شل ، استاد علوم الهى دانشگاه مانهاتان كه از كشيشان مورد احترام كاتوليكهاست ، در مقالهاى نوشته است : خشونت و سختگيرى كليساى كاتوليك در جلوگيرى از طلاق ،